زندگی هدفمند/ چرا به اهدافم نمی رسم ؟بخش اول

هدف چیست ؟ زندگی هدفمند یعنی چه ؟ چرا به اهداف مان نمی رسیم و ناامیدیم ؟ کسی که بدون اصول تعیین هدف می کند نه تنها به آن نمی رسد ، بلکه اراده ی او نیز ضعیف شده و همین نرسیدن به هدف روحیه او را تضعیف می کند ، شما چطور ؟ آیا می خواهید اهدافی در زندگی داشته باشید که هم علمی هستند و هم درست آنها را انتخاب کرده اید ؟ با رعایت این 20 نکته بسیار ساده ، توانایی خود برای رسیدن به اهداف تان را چند برابر می کنید ...

1-    اهداف رو حتما بنویسید.
چرا ما باید هدفهامون رو بنویسیم ؟ چند تا دلیل میاریم.

دلیل اول : وقتی ما هدفهامون رو می نویسیم در واقع ذهن خودمون رو تخلیه می کنیم ، ذهن ما همیشه نگرانه که داشته های خودش رو فراموش نکنه ، همش مراقبه ، وقتی ذهن تخلیه شد ، من با نوشتن اهدافم ذهنم رو خالی کردم ، قبلا در مورد قانون خلا گفتیم ، کائنات با خلا مخالف است ، وقتی اهداف رو از ذهن انداختی بیرون ، ایده ها و اهداف جدیدی وارد ذهن ما میشن.

دلیل دوم : وقتی هدفهای من و شما شفاهی هستن متوجه ایرادات و ابهامات اون نمیشین ، فرض کنید به شما میگن یه نامه ی اداری یا یه انشا بنویس ، چند بار می نویسی ، خط میزنی کاغذ مچاله می کنی تا بالاخره درست بشه. وقتی می نویسی ایرادات کار در میاد.


دلیل سوم : هدفی که مکتوب میشه دائم در معرض دید ماست ، ما نوشتیم کی قراره به این هدف برسیم ، تکنیک نفوذ به ضمیر ناخوداگاه رو که یادتونه ، تکنیک تکرار ، وقتی هدفم رو نوشتم و زدم به دیوار ، هر دفعه که نگاه می کنم تکرار میشه تو ذهنم ، از خواب بیدار میشم هدف هام رو روی در کمد زدم جلوی چشممه. اونی که میگه من هدفم تو ذهنمه دیگه براش هدفش تکرار نمیشه ، روزانه 50 هزار اندیشه از ذهن ما عبور می کنه ، هدفهایی که فقط تو ذهن هستن اصلا گم میشن دیگه.

کسی که هدف هاش رو می نویسه ، با تکرار ، هدف وارد ضمیر ناخودآگاهش میشه ، هاله های انرژی فعال میشه و میره و دسترسی به اون هدف رو براش آسونتر و سریعتر می کنه.

دلیل چهارم : وقتی هدف رو نوشتی و زمان رو هم ذکر کردی ، تلاشت هم بیشتر میشه ، قراره تا آخر شهریور به یه هدفی برسی ، وقتی نوشتی هر وقت نگاهت به جدول اهداف میفته میگی باید سریع بجنبم 20 روز مونده ، 10 روز مونده ، 8 روز مونده ...

ولی کسی که هدفش تو ذهنشه که مثلا تا آخر شهریور کاری رو انجام بده ، بارها دیدم طرف اواخر مهر یهو یادش میفته که قرار بود کاری رو آخر شهریور تموم کنه.
حتما حتما حتما هدفهاتون رو بنویسید.

ضمنا وقتی هدفهاتون رو نوشتید ، یه جدول بکشید جلوش بنویسید تو اون جدول که با رسیدن به این هدف چی گیرتون میاد ، این جدول همیشه همراهتون باشه ، چون هر زمان ممکنه چیزهای جدیدی به ذهنتون برسه ، بگید راستی به این هدفم برسم این چیز هم گیرم میاد ها ، یهو می بینید یه هدف نوشتید بعد مدتی 40 تاچیز کنارش درآوردید که بهش می رسید با رسیدن به اون هدف ،  این جدول محرک خوبیه برای اینکه شما به سمت هدف روز به روز بیشتر مشتاق بشید.

2-    اهداف باید در ما یک احساس مطبوع و دلنشین در ما ایجاد کنه.
باید کیف کنیم وقتی هدف رو می بینیم ، اگه احساس دلنشین بهت دست نده هدفت رو اشتباه انتخاب کردی ، ذهنت هم بهت کمکی نمی کنه ، اون هدف هدف خودت نیست ، هدف پدرته هدف همسرته ، هدف خودت نیست بالاخره ، یه ماه دنبالش میری بعدم ولش می کنی.
هدفی که دوست داشته باشی با جون و دل سراغش میری و با تمام وجود در راهش تلاش می کنی.

 3-    دسترسی من و شما به هدف نباید باعث ضرر دیگران بشه.
هدفم اینه که میخوام بشم رئیس یک کارخونه ، دوست من خب اون کارخونه که رئیس داره ، میگه بره بمیره مردک مال مردم خور ! خودم میخوام رئیس بشم !
دوست عزیز برای رسیدن تو به هدف یک نفر باید بمیره ؟ باید ضرر کنه ؟ خب این چه هدفیه ؟
بگو ایشالا اون بره رئیس یه کارخونه دیگه بشه ، یه کار دیگه پیدا کنه ، این پست خالی بشه من برم رئیس بشم.
هدفی که انتخاب می کنی که یکی ببازه تا من ببرم هدف خوبی نیست ، بگو ایشالا اون رشد بیشتری بکنه ، من برم جاش.
یه نکته اینکه حتما ان شاالله بگید موقع انجام دادن کارها ، حتما بگید.

4-    اینکه هدفی رو انتخاب می کنید به این معنی نیست که یعنی اون هدف وحی منزل است.
باید انجام بشه هیچ راهی هم نداره ؟ خیر ، هر وقت احساس نیاز کردی ، احساس کردی دلزده شدی اون هدف دیگه برای تو مناسب نیست عوضش کن هیچ ایرادی نداره.
یکی از گروههایی از انسان ها که بازنده هستن کسانی هستن که یه هدف رو میگیرن و میگن نه همینه ، الا و بلا ما باید به این هدف برسیم. خوشم نمیاد ها ولی هدفمه باید برسم بهش !

دوستان عزیز ، شرایط همیشه در حال عوض شدنه ، شما یه هدف 4 ساله می نویسید خردش می کنید ، میگید من 2 سال دیگه اینجام یه سال دیگه اینجام 6 ماه دیگه به اینجا میرسم و ... ممکنه 2 سال دیگه شرایط خیلی عوض شده باشه. 2 سال هدف رو دنبال می کنی ، طبق شرایط می بینی دیگه اصلا این هدف به درد نمی خوره ، به هر دلیلی ، چه اصراری هست که حتما بچسبی به اون هدف ؟

اگر موفقیت در موقعیتی به دست میاد که با برنامه ریزی شما نمیخونه ، خب برنامه رو عوض کنید ، هیچ اشکالی نداره.

تحقیقات علمی و دانشگاهی نشون میده مهمترین عامل موفقیت مردم در قرن 21 انعطاف پذیری است ، این آدم ها به این دلیل که تغییر و تحول ها در دنیای امروز به سرعت انجام میشه ، اگر به هر دلیلی بدونن باید راهشون رو تغییر بدن ، به راحتی این کار رو می کنن ، و سراغ هدف دیگری رفتن.

البته این بهانه ای نشه که هر هدفی انتخاب کردی 2 روز بعد عوضش کنی ها ، 15 سال بعد ازش می پرسی هنوز تو مرحله ی تغییر دادن اهدافشه. بهانه نشه ها.
فقط گفتیم اگر شرایط تغییر کرد بدون هیچ گونه ناراحتی هدفتون رو تغییر بدید.

5-    برای رسیدن به اهدافتون پشتکار داشته باشید.همت داشته باشید.
علی – علیه السلام می فرماید : هیچ چیز مانند همت و پشتکار انسان را سربلند نمی کند.
در جای دیگری می فرمایند : ارزش هر کس به قدر همت اوست.

در مورد تقویت اراده و پشتکار داستانهای جالبی نوشتیم که می تونید بخوانید ، خیلی از کسانی که به جایی رسیدن نه به خاطر غنی بودن و ثروت و موقعیت خوب ، بلکه به دلیل همت و پشتکارشون به موفقیت رسیدن ، انسانهای موفق به شدت عملگرا و دارای همت های عالی بودن ، تا تونستن به خواسته هاشون برسن.

 6- لطفا از اشتباه کردن هراس نداشته باشید.

یه برگه بردارید و همه ی هراس هاتون رو اونجا بنویسید ، من میخوام به اینجا برسم به فلان چیز برسم ولی از این چیزا می ترسم.
خب ، حالا که نوشتید آماده بشید برای روبرو شدن با اونها ، دوست عزیز ! کسی که از ترس اجتناب می کند ، روز به روز ترس او بیشتر میشه.
اونی که می ترسه به شکست لبخند میزنه ، اون که میترسه عدم موفقیت خودش رو رقم میزنه.
در روانشناسی یک سری ترس های روانی داریم به نام "فوبیا" . ترس از تاریکی ، از تنهایی از جاده از هواپیما از ارتفاع ، از پله برقی ، ترس های مختلف.
یکی از توصیه های روانشناسی برای حل این مشکل ، روبرو شدن با اون ترسه ، ناپلئون میگه برای مقابله ی  با آتش ، باید با آن روبرو شد.
اگر بترسید آتش شعله ور تر میشه ، باید بیای جلو آب بریز خاک بریز و بالاخره خاموش کن.

فرار گزینه ی خوبی نیست ، باید به اون مواجه بشی ولی آرام آرام و به تدریج.
از تاریکی می ترسی ؟ کم کم باهاش مواجه بشو...

برو تو مغازه از این پوسترهایی که شب رو به تصویر کشیده بخر و روی دیوار اتاقت نصب کن ، بک گراند کامپیوترت رو عکسی از یک شب تاریک بذار ، هر بار که اینا رو می بینی یک پیام به ضمیر ناخودآگاهت فرستاده میشه ، یکی دو هفته بعد ، فقط برو تو حیاط خونه و برگرد ، شب بعد برو یه دور ، دور حیاط بزن ، شب بعد درو باز کن ، تو کوچه رو یه نگاهی بنداز.

ولی کم کم مواجه بشید دوستان عزیز.
پس لیست ترسهایی که در مسیر رسیدن به هدف هست رو تهیه کنید و مردانه آماده ی مواجهه و مقابله با اونها بشید.
باهاشون رو در رو بشید ، بهتون قول میدم فرار می کنن و میرن ، اگه تو فرار کنی ترس بزرگتر میشه.

از اشتباه کردن نباید ترسید ، تنها کسانی اشتباه می کنن که دست به انجام کاری نمی زنن ، به عبارت دیگه دیکته ی نانوشته ، غلط نداره.
هنرمند کسی است که دیکته می نویسه ، غلط هم می نویسه و برنامه میریزه و تلاش میکنه برای اینکه دیکته ی بعدیش رو بهتر از قبلی بنویسه.
در طول تاریخ اشتباهاتی که برندگان مرتکب شدند ، به مراتب بیشتر از کسانی بوده که بازندگان مرتکب شدند ، برنده ها بیشتر باختن ، من و شما باخت ها رو ندیدیم.

علی دایی آقای گل جهانه ، چند تا شوت زده که گل نشده ؟ 10 هزارتا مثلا ! چند تا گل شده ؟ 109 تا !
تا حالا شده کسی بگه علی دایی 10 هزارتا توپ رو گل نکرده ؟ نه . چرا ؟ چون از شکست هاش درس گرفته.
او برای اینکه 109 بار گل بزنه ، صدها بار گل نزده.
اشتباهها  و خطاهای برندگان به مراتب بیشتره ... ولی ...
یه فرق اساسی بین برنده ها و بازنده ها هست ، برندگان هر وقت شکست می خورند ، بلند می شوند ، قد علم می کنن ، عزم جزم می کنن و میگن دفعه ی بعد خواهم برد.

بازنده ها چی ؟ وقتی زمین می خورن میگن دیگه تموم شد ، دیگه نمی تونیم بلند بشیم ، و همیشه زمین خورده باقی می مونن.
فرق عمده ی بازنده ها و برنده ها همینه.
برنده ها ایمان دارن که بالاخره برنده خواهند شد و دوباره تلاششون رو بیشتر می کنن ، ولی بازنده چون یقین دارن که بازنده هستن ، به محض اینکه شکست خوردن دیگه بلند نمیشن.

بدون شکست نمیشه موفق شد ، اونهایی که میخوان شکست نخورن ، و همش میترسن ، اتفاقا بیشتر شکست می خورن.
بعضی ها میگن من ریسک نمی خوام بکنم ، همین شرایط فعلی رو حفظ کنم کلی کار کردم.

دوست عزیز ! اگه میخوای ریسک نکنی پس نفس هم دیگه نکش ، چون ممکنه هوا آلوده باشه مریض بشی از دست بری.
اگه اهل ریسک نیستی بستنی هم نخور ! من یه دختر عمو داشتم ، جوون بود با پدر و مادرش رفتن پارک بستنی گرفتن ، خوردن حالش بد شد ، قبل از اینکه برسوننش بیمارستان تموم کرد.
اگه از ریسک می ترسی هیچی نخور ، از خیابون هم رد نشو ، از خونه هم بیرون نیا !

واتسون موسس مجموعه ی آی.بی.ام هستش ، جمله ی جالبی داره میگه : برای رسیدن به موفقیت باید میزان شکست هامون رو چند برابر کنیم.
هنری فورد : شکست فرصتی است مناسب برای شروعی بهتر از قبل.

وقتی همه ی شرایط بده وقتی شکست پشت شکست می خورید ، وقتی در مشکلات غرق شدید ، در یک قدمی هدف قرار دارید ، و متاسفانه بسیاری از آدمها در همون یک قدم عقب میشینن.
ناپلئون هیل کتابی داره به نام دایره المعارف موفقیت ، در این کتاب از 500 نفر از موفق ترین زنان و مردان امریکا مصاحبه گرفته ، یکی از سوالهاش اینه ، اون موفقیت بزرگه که تو زندگی بهش افتخار می کنید رو کی به دست آوردید ؟

اکثر قریب به اتفاق اونها گفتن : ما موفقیت اساسی و بزرگ زندگیمون رو زمانی خوردیم که بدترین شکست ممکن رو متحمل شدیم ، از اون زمین هایی خوردیم که نفس آدم رو می بره ولی هنوز چشممون به موفقیت بود و رسیدیم.
هر موقع تو اوج شرایط بد و شکست بودی ، لباس خوشگلتو بپوش ، عطرم بزن چون موفقیت داره میاد.

بدا به حال کسانی که در میرن اون موقع.
ادیسون بزرگترین اختراعات رو داشته ، و بزرگترین شکست ها رو هم خورده.
شکست خوردن مایه ی خجالت و شرمساری نیست ، اون کسی باید خجالت بکشه ، که تلاشی نمی کنه و هدفی نداره.

این که ما بخوایم شکست بخوریم و دوباره تلاش کنیم اینکه بخوایم اصلاح کنیم مسیرمون رو یه فرآیند طبیعیه و بسیار خوبه.
انسان موفق اگر به هدفی نرسه خود رو شکست خورده نمی دونه از خودش انتقاد نمی کنه ، میشینه فکر می کنه و دوباره راه باز می کنه برای رسیدن به هدف ، از مسیر دیگری وارد میشه. با روش و متد جدیدی وارد میشه.
ابوعلی سینا میگه اگر برای یه کار اشتباه ، 1000 توجیه بیارید میشه هزار و یک اشتباه.

7- هر وقت به هدف خرد هاتون رسیدید ، از خودتون قدردانی کنید.
یه جشن کوچک بگیرید ، خودتون رو تشویق کنید ، شاد بشید و شارژ بشید و برای خودتون هورا بکشید و با اشتیاق برید سراغ ادامه هدف.

8- بیان اهداف به مثبت ترین شکل ممکن باشد.
حتی تو جدول اهداف عبارات منفی نباشه و یا سبک و سیاق هدف منفی باشه ، هدف ننویسی کاهش 20 کیلو وزن تا سه ماه آینده ، بنویس رسیدن به وزن 50 کیلو تا سه ماه آینده.

9- در بیان اهداف دیگران رو هم در نظر بگیرید.
ما آدمهایی داریم که با اونها شریکیم ، دیگران رو باید مدنظر قرار بدیم ، کسانی که با ما همراه و همسو هستند ، همسره فرزنده ، دوسته همسایه است ، همکاره ، اینها با ما شریک هستن ، نمی تونیم اونها رو مد نظر قرار ندیم.
ضمنا ما داریم در یک جامعه زندگی می کنیم ، و نسبت به جامعه مسئولیم ، قانون دارما رو یادتونه ؟

ما انسانهای منحصر به فردی هستیم ، با ماموریت های منحصر به فرد ، نیازهای جامعه هم باید در نوشتن هدف من و شما مد نظر قرار بگیرد ، اگر این کار رو نکنیم کائنات با ما همسو نمی شود.
الان همه میخوان دکتر مهندس بشن ، بچه به دنیا میاد هی میگن قربون خانم دکترم برم ، فدای آقا مهندسم بشم.

همین بچه بزرگ میشه ، میگه میخوام برم نقاشی یاد بگیریم نمیخوام دکتر شم ، و پدر و مادر مخالفت می کنن ، میگن این قرتی بازی ها چیه ! خب پدر و مادر عزیز ، جامعه به نقاش خوب هم احتیاج داره ، در تعیین اهداف نیازهای جامعه هم مهم است.

10- تعداد اهدافتون بیشتر از 5 تا نباشه.
دوستان عزیز ! قانونی داریم به اسم قانون پاره تو ، نظر پاره تو چی بود ؟ ایشون قانونی رو ارائه داده به نام قانون 80/20 ، این یعنی چی ؟
گفت 80 درصد دارایی های جهان در اختیار 20 درصد مردم دنیاست.
از این دو عدد 80 و 20 خیلی استفاده شده.

میگن شما در 80 درصد از تصمیم گیری ها باید بلافاصله تصمیم بگیریم و فقط 20 درصد رو می تونیم به آینده موکول کنیم.
گفتن 80 درصد درآمد تجار از 20 درصد مشتریاشون به دست میاد.
فقط 20 درصد از کسانی که در نهادها کار می کنن دارای امنیت شغلی هستن و 80 درصد امنیت ندارن.

چون اون 20 درصد شغل بین شون دست گردون میشه.
80 درصد ناتوانی ها و محدودیت ها مربوط به خودمونه و 20 درصد مربوط به سایر عوامل.
کسی که 80 هدف داره 20 درصد تلاش می کنه. و کسی که 20 درصد هدف داره ، 80 درصد تلاش می کنه.

هدفهاتون رو کم کنید ، تلاشهاتون هرز میره اگر این کار رو نکنید.
خب ، کمتر از سه تا هم نباشه.
پس هدف بین 3 تا 5 تا باشه.

اینجوری که یه هدف انتخاب کنید برای 5 سال ، مگه چند سال میخواید عمر کنید ؟

/ 0 نظر / 22 بازدید